خــودش

زمـآنِش رسیــده بود...



به حَد کــافی کِنار اومَدِه بود...



خیلیــآ کنارش گُذاشته بودَن...



با همِه گَرم برخورد میکَرد...



سعـی میکرد نَذاره کَسی حالشـُو بفهمـِه...



میگُفتَن تو دارهِ،خود خورِه...!



مُوهــآش همیشِه روی صورتِش ریـخته بود،به یکــطرف...



خودِش رو مَخـفی میکرد زیــر مـوهـآش...



انگــآر نه انگــآر سوختــِه...



طوری لباس میپوشیــد که سوختگـی بدنِش معلوم نباشِه...



دَستاش همیشه دَستکِش بود،حَتی توی تابســتون...



وَقتی دوستاش وضعیــتِش رو میفهمیــدَن،تنهـاش میذاشتَن...



اَمّا کَسی نمیدونِست توی اُون آتیش سوزی،اون همه چیـزش رو از دست داده بود....



خانواده که مهمتریــن چیـزش بود...



کـوچیــکتریــنش وسایــل زندگیــش بود...



سلامــتی که هیــچ وقت نمیتونست مثه سابق به دَست بیاره....



کابوس هایی که هر شَب میدید...



اَمـّا وقتِش رسیــده بود که به همِه چـی پایان بِده...



تصمیــم گرفته بود از نــو شروع کُنِه...



میخواست تشکیــل زندگی جدید بده،درسش هم که تموم شُده بود،کــار و کاسبیش هم گرفته بود...



بهتریــن زمان بود،که ببیــنه کَسی میتونه با این وضعیــتش بخاطر خودش کنار بیــآد...



نه بخـاطر مدرک تحصیلیش،یا خانه و ماشینش،یا که شغلش و پـُولی که داره...



فقط بخاطر خودش...



▌║█║▌█▌║█║▌█▌║█║▌█

Copyright©2014KinG Omid



خیلیـا هَستن،یه سری مُشکلات جسمانی دارن،واقعاً سخت میشه وضعیتشون رو درک کرد،خیلیا هم به خاطر یه اشتباه توی آتیش سوزی یا...الان یه سری معلولیت ها و یه سری محدودیت ها دارن،بجای اینکِه بهشون تیکِه بندازیـم درداشون رو بیشتر کنیـم به حرفا و درداشون یکم گوش بدیـم حتی برای چند لحظه اون وقـت فکر کنَم تَهِ دلمون میـرلزه(مَن که این طوریـَم شما رو نمیدونَم).تویی که منو به خاطر پُولَم میــخوای،مَن با پولــَم از تو بهـترشو میتونَم بخـرَم.عکـس:غـروب که میشِه دلَم بایَد بگیـره،باید عاشق باشَم و فاز رومانتیـک،نـَه،همیــن یک کلمِه،شــُکر که امـروزت هَم دیدَم شایـَد نباشَم دِگر فردایـت...

آخـَرِش میگَن چه خوب شُد رفت...

تمــوم نمیشِه تعطیــلات کــآر...

دَست کُن جیـب بابات خَرج کُن آبِروشــو...

میگــَن اِژدهــا قُدرت مَندِه،دایــره نمــاد قُدرَت..

آوردَمِش توی اتـآق،دَستَم رفـت تــو مــوهـآش،سَگ خــوبی بود...

میــخوای بِری سَفَر،بـآرِت رو ببِند...

میــخوای دَستاتو بالا پایین کُنی،انگــآر تو پــآرتی رَفتی با پـارتـی...

دَر کِه باز میشِه،مُنتظر اُمیــدی که از دَر رَد بِشه...

میشِه خریــد،امـّا دیگِه نمیشه دیــد...

تو مَغزَم جُور نمیشـِه این پـآزِل

دُنبال بـآرون شُومم که نباره تو زندگیــت...

تو لَم بدِه زیــر کُولِر،اون گُل میفروشِه سَر چـهار راه...

سَرانجــام زندگیــت همیــنه،میـمیــری...

دادَن آمــآدِه باش،کــی آمـآده شُده...

ایـنجـآ تاریــک و سـآکِت،مـَن حـآل میکنَم با تنهــایی...

گــآهی وَقتی تَنهـآ هَستَم،گریه میکنَم چون با خودَم هستَم...

تــوی کَویــر سَبز میشِه بدون بــارون،نه با عَقل جور دَر نمیـآد....

بُوی پیــرهَنَم دگــر دَر یادَت نیســت...

تختِت میـکُنِه جیــر جیــر،از بَس بالا پـایین شُدین روش...

سَقف خونِه ات ریــخت روی سَرِت،مَن پَریــدَم...

دَستِت نمیــرسِه،پـِلِه بذار واسه رسیــدَن بهش...

بَختِت باز میشِه،اگِه آدَم باشی...

تــو بخون واسِه جَذب دَر و داف،من میخونَم واسِه اَهداف توی سَرَم...

میــخوای بُر بِزَنــی،داری بُر میــخوری با آدَم های نـآتــُو...

قبلاً زندگیــمو مینوشتَم،الان زندگیــمو میــخونَم...

گُنــاهایی کِه کَردَم نوشتَم توی یه نـآمِه پُست کَردَم واسِه صـآحِب اختیـار زندگیــم...

خـوابیــده دَر و دیــوار اتـآقَم،ســآکِت باش...

رسیــدَم به جــایی که میگـفتَن نمیــرسی هیـچ وقت به اونجــا...

مَردُم خـوابَن،مَن بیــدارَم...

چَند تا وَرق بدِید بهِم،میـخوام آتیش روشَن کنَم...

حُکم واسَم صـآدر شُده،دَستور دادَن بِشه باطِل...

هـَنوزَم تازِه کــارَم،با اینکـِه گُل کَرده کــآرَم...

/ 1 نظر / 7 بازدید
محب ولایت

بسـ‗_‗م الله الرحمـ‗_‗ن الرحیـ‗_‗م الحـ‗_‗مد لله رب العـ‗_‗المین اللًّهُـ‗_‗ـمَ صَّـ‗_‗ـلِ عَـ‗_‗ـلَى مُحَمَّـ‗‗ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ‗_‗ـَد و عَجِّـ‗_‗ـلّ فَّرَجَهُـ‗_‗ـم سـ‗_‗لام علـ‗_‗یکم __████__████_███ __███____████__███ __███_███___██__██ __███__███████___███ ___███_████████_████ ███_██_███████__████ _███_____████__████ __██████_____█████ ___███████__█████ ______████ _██ ______________██ _______________█ _████_________█ __█████_______█ ___████________█ ____█████______█ _________█______█ _____███_█_█__█ ____█████__█_█ ___██████___█_____█████ ____████____█___███_█████ _____██____█__██____██████ ______█___█_██_______████ _________███__________██ _________██____________█ _________█ ________█ ________█ امام سجاد علیه السلام فرمودند: حق الکبیر توقیرهُ لِسنَّهِ و اجلالُهُ لِتَقدَّمَهُ فی الاسلام. حق آن که بزرگتر است این است که او را به خاطر سنش احترام کنی و او را به خاطر این که بر تو در مسلمانی پیشی داشته است، بزرگ شماری. جهادالنفس، حدیث 19