خانوم

پُشت در اتاق منتظر بودَم!



از استرسی که داشتم فقط راه میـرفتم...



نِگران بودَم،یا بهتر بگم میترسیـدَم،نَکُنِه بلایی سرش بیـآد...



اون لحظه خیلی دوس داشتَم داد بزنَم،امـّا وقتـی چِشمم عکـس رو میدید سُکوت اختیار میکردم...



یه نـِگاهَم به ساعت بود و یه نگـآهَم به در اتاق...



منتظر بودَم یکی از در بیاد بیرون و من برم ازش خبر بگیــرَم...



انتخاب سخـتی بود واسَم،لحظه ای که مسئول پذیرش اتاق عمل بهم گفت باید این فرم رو امضاء کنـی!



پرسیــدَم فُرم چیـه خانوم،گُفت باید قبول کنی که بیمارستان هیچ مسئولیـتی در قبال خانوم شما و بچه داخل شکمش نداره اگر از دست برن



نمیدونستم چیکار کنم اگر امضـاء نمیکردم که خانومم تلف میشد و حتماً بچه امم از بین میرفت...



اگر امضاء میکردم حداقل امکان اینکه یکیشون زنده بمونه بیشتر میشد...



دُکتر اومد بیـرون،اوّل که دیدمش گفتم تموم شد،نه این نه اون،هر دو رفتن...!



وقتی اومد جلو تر تو دل خودم از خدا خواستم که حداقل یکیشون زنده مونده باشه،امّا واسم سخت بود که انتخاب کنم کدومشون...



با توجه به مشکلاتی که ما داشتیــم بچه دار نمیشُدیم و اینم که الان تو راه بود با کُلی دعا و نذر و نیاز خدا بهمون داد بود...



و با همسرمم کُل زندگیم رو ساخته بودم،نمیدونستم باید واسه کدوم دعا کنم...



به دکتر نزدیک شدم و با یه صدایی که تا حالا نداشتم پرسیدم چی شد...



دُکتر لبخند زد و گُفت،خداروشکر کن هر دو سالم هستن و به زودی به بخش خانوم ها انتقال داده میشن...



▌║█║▌█▌║█║▌█▌║█║▌█

Copyright©2015KinG Omid



چندتا منظور دارم از متن،اوّلیش اینکه یادمون نره خدا اگر بخواد نشد نداره!دوّم اگر شما جای اون شخصیت بودی چیکار میکردی؟سِوم هم منظورم انتخاب کردن بود،چرا فقط واسه چیزی که برامون مهمه فکر میکنیم،دقت میکنیم،میپرسیم؟برای باقی چیز ها هم همین طور باشیـم و باقی منظور ها رو هم خودتون پیدا کنید...عکــس:هویـت،اصالت،انتخاب...

فکر نُکن میتونی بخری با پُول از ازرائیل جون...

تو تابستـــون منتــظر دعودت نباش،سفر کُن...

داریـــم میرقصیـــم،به ساز موزیـــک و ریــتم سنـــتور...

هــَمِه رَفتَنی هَستیـــم،حــَتی اُو...

تلنگـُر بِزَن به خُودِت،دوستِت،دُشمَنِت...

☑دردهایی که مادرَت به هنگــآم توَلُدَت تَحَمُل کرد را به یاد داشته باش...

اینجــآ زیــر بار مُشکلات پــآنچِت میــکُنن،اِنگار سیمکـــآرتــی...

اردیبهــِشت زاده گــآن بِهِشـــت...

به دیــوار کَسی تِکـیه نَکُن فُرو میریزَد...

ویـــروسی به نام بَد نامـــی!

مَن صَدر جَدوَل،تو بِشمار جَدول های تو خیابونُ...

هنوز از همون عَطری که واسط خریدَم میزنی بهت میگه خوش بـُویی...!

به هدَف های بُزرگ بگیـــد،آفریـــن!

آزمایـــشی به نام زندگـــی...

جُلُو همِه میشـی دُلا راســـت،میشه روت...

هـــَرجـــآیی رسیـــدی،زیــر دَستیتو بالای سَرِ خودِت ببین...!

بالا تَر از مَرگ مَگِه حَرفــی هَست...

دوس دارم بازی کُنَم با کَلَمِه ها...

چِشـــآت فقط کُور بودَن رو دوس داره...

ایــنبــار زِندگیـــتو با کَسی نـَساز....

غرُوب اِمروز،فَردایی در پیش دارد...

مَن و مَن چَندین نظر مُختلف داریــم!

دَفتـــَرَم پُر از گُذشته اَست...

بابا غیــرَتِ،مَشتی مَندَلی از تو بیشترِه،بی غیــرت...

این پـــآرکـــآ،مَحَل تَجَمُع واسه غیبَت نیســـت!

آینده ای که نخواهد رسیـــد...

گِریه های قَشَنِگِت واسه مَن رَنگـــی نداره...

از شما دعوت به متمدن بودن میکنم....

همچــنان گُناه شیریـــن است،دعا سَخت...

/ 10 نظر / 9 بازدید
m

اینجا چقد باحال بود[تعجب][تعجب][تعجب] یه وقت میذارم میام میخونمشون[لبخند]

صدف

سلام. خوبين؟ طاعاتتون قبول. منم يه وب با موضوع موفقيت دارم. خوشحال ميشم نظر شما هم در مورد مطالبش بدونم :)

صدف

سلام. خوبين؟ طاعاتتون قبول. منم يه وب با موضوع موفقيت دارم. خوشحال ميشم نظر شما رو هم در مورد مطالبش بدونم :)

صدف

سلام. خوبين؟ طاعاتتون قبول. منم يه وب با موضوع موفقيت دارم. خوشحال ميشم نظر شما رو هم در مورد مطالبش بدونم :)

صدف

سلام. خوبين؟ طاعاتتون قبول. منم يه وب با موضوع موفقيت دارم. خوشحال ميشم نظر شما رو هم در مورد مطالبش بدونم :)

صدف

سلام. خوبين؟ طاعاتتون قبول. منم يه وب با موضوع موفقيت دارم. خوشحال ميشم نظر شما رو هم در مورد مطالبش بدونم :)

صدف

سلام. خوبين؟ طاعاتتون قبول. منم يه وب با موضوع موفقيت دارم. خوشحال ميشم نظر شما رو هم در مورد مطالبش بدونم :)

m

چقد شبیه بودجنس حرفا به ی جای دیگه... چقد شبیه بود اینجا ب اونجا واقعا تعجب می کنم از این همه شبیه بودن!!!!!!!!!!!!!!!!!

m

موفق،نه! موفق تر باشین در پناهش... خیلی خوب بود

m

چرا همش راجع به دعا و انتظار بود جمله های آخر؟!