حاشیه

خیلی ها دُنبال اِسم بودَن...



خیلیا هم دنبال دُختر...



خیـلیا واسه غَذا...



واسه قَدَم زَدَن های شَبانه و پَرسِه زَدَن ها،چِشم چِرونی ها...



واسه با رفیق بودَن،شایدَم به دَست زور...



صِدای سیستمای ماشیــن را فقط واسه جَلب توجه و گِل های مالیده شُده به سَر واسه زیبا تَر نشون دادن...



از اینا بگُذریم که لِباس ها تَنگ به تَن بود واسه دُختر و پِسَرِش شُده بود نمایش عضلات،اندام،مُدل جدید مُو،آرایش جَدید و مُدلینگ...



چَند نَفری اون وسط واسه دِل خودشون اومده بودن...



هوای سَرد رو به جون و دِل خَریده بودَن واسه چَند دقیقه اشک ریختَن...



از دَر که وارِد میشُدی،چَند تا بچه که دل بزرگی داشتن رو مسئول کَفش گذاشته بودن...



چَند نَفَر اون وَسط هنوز چیـزی نَگُفته بود،داشتَن خودکُشی میکَردَن و صدای های های گِریه های دروغینشون رو به وضوح میشنیدی...



بعد از حَرفا،گُفت آماده بشیــد،همه لِباس های بالا تَنِه رو در آوردن مخصوصاً بدن سازهای هُرمونی،چِشم این پِسرا میچرخیــد روی اندام بچه ها...



بـُوی عَرق فضا رو بجای بُوی گُلاب گِرفته بود،اَمّا بازَم چَند نَفر هنوز بوی خوب میدادَن...



آخَر مراسِم دُعا های خودشون رو به مَردُم تَحمیـل کَردُن و آمیــن گویان مَراسِم تمام شُد...



موقع خروج پِسرا همه چیز یادشون رفت و سریع گوشیا به دَست پیامک ها شروع به چِرت و پِرت گُفتن با هم دیگه سَرا مِثه جُغد میچرخیـد...



واسه غَذا بچه های کوچیک رو زیر پاها لِه میکَردن،غذا گرفته بود اَمّا بازَم میخواست...



چه مَزه ای داد چایی،ولی حیــف استکان پلاستیکی یک بار مصرفش روی زمیــن پَرت میشُد...



اَمّا هنوزَم چَند نَفری بِدور از همه ی این حاشیه ها بودن...



▌║█║▌█▌║█║▌█▌║█║▌█

Copyright©2014KinG Omid




کــآش آداب این مراسمات را بخوبی میدانستیم،همه چیز تظاهر نبود،اِسم نبود،کاش درُست تعریف میکردیم نه اینکه به هزارن مُدل،این کاش ها خُودِش یکجور گناه..عکس:رَختِ سیاه تَنَم با اینکه هنوز بچه اَم...

کــآش از مَرد بودَن فَقط نامَردی نمیدیدَیم...

چـی مَصرف میُکنی که انقـدر چِرت میگی پُشت آدم ها...

ببیـــن اون قَد حَرف دارَم که خاندانِت رو نابود کُنَم با حَرف...

سَرت تو کارِ خودتِ باشهِ،سَرَک نَکِش به کـآرَم...

تو همه چیز رو به بازی گرفتــی،اول از همه خودت رو...

تو صفحه بچیــن پُشتَم،مـِن گِرفتَم به تُخمــَم...

سِتاره اَت دیگه نُور نَداره...

زندگــیت خوبِه؟راست بگُو آره...

کـآنال سِه میــِده شُوک تواَم رو ویــد و کُوک...

تو هَستی مِثه آسمون،مـَنم خُورشیــد واسه آسمون...

رُک حَرف نمیــزنی،همیشه تو حاشیه ای...

خیـلی وَقتِه دَرگیــری داری با خودت...

دُشمَن شُده دوستَم دُشمَن...

خودتو جَمع کُن اشکاتو حَرف کن...

یه ضَرب المثل هَست که زیاد شنیــدیش...

فیــتیــله روشَن شــُده،آماده باش واسه انفجـآر...

بِبخَش که تو صِدام تَرس بود...

تو از مَن یه بُت ساختِه بودی به اشتباه...

زیــر لَب گُفت و مَن شنیـــدَم...

توی تَخت مقواییم دِراز کشیدَم...

مَردُم ســـوتی هاشون تیکــِه کَلام شده...

صِدایَت هنوز دَر گوشَم به رویایی بزرگ میرسانَد مَرا...

با دیــدَنَت از غــَم میخندَم...

یه دَست تو جیـــب،زیـــر بارون قَدَم میزنَم...

آسمـــون تاریـــک تر از همیشه است یا برقا رَفتَن...

غرُورَم راه خیــلی حَرفا رو بَسته...

میپرَم پله ها رو دو تا دوتا واسه پَرواز ریسک میکردم...

دُنیـــآ مِداد مَنَم پاک کُنِش...

واسه رفیقا میگی یه روز یه رَشــتی بود،که آبِروشو میکـُنی کَشکـــی دود،خجالت نمیکَشی...

به هرکی گفتم یه شب به من پناه بده،گُفت بگو بینم چَپِت پُره...

/ 3 نظر / 7 بازدید
بازي آنلاين

سلام دوست من وبلاگ بسيار خوبي داريد منم به تازگي يک سايت زدم خوشحال ميشم نظرتونو در موردش بدونم و اگر لطف کنيد منو لينک کنيد لطف بزرگي کرديد بعد خبر بديد منم لينکتون کنم باز هم بهتون سر مي زنم و منتظر نظرتون هم هستم ايام به کام و ارزوي بهترين ها براي شما

بازي آنلاين

سلام دوست من وبلاگ بسيار خوبي داريد منم به تازگي يک سايت زدم خوشحال ميشم نظرتونو در موردش بدونم و اگر لطف کنيد منو لينک کنيد لطف بزرگي کرديد بعد خبر بديد منم لينکتون کنم باز هم بهتون سر مي زنم و منتظر نظرتون هم هستم ايام به کام و ارزوي بهترين ها براي شما

tina

[گل][گل][گل][لبخند]