حقیــقی

بعضــیا پیش خود چنین میگفتند،حقیقت ندارد!



امّا حقیقت داشت،وبه نحـوی با آن زندگی میکردیم...!



از حرف هایی که از گفتن آن در هرجایی خجالت میکشیـدیم،و نمیگفتیــم،میتوانستیم به راحـتی بگوییـم،بی هیـچ ترس و واهمـِه ای از کسی یا چیــزی...



از فصل هایی که با وجود دو نَفره بودن،ما همچنان تنهایی خود را داشتـیم،وآن را میتوانستیم فریاد بزنیــم که آری مَن تَنهایــَم...



اَمّا کاش خودمان بودیــم،نه کسی دیگــر و نه به دنبال کَس یا کَسانی دیگر،چیـزی به نام عقل در وجود آدمیان بود که از آن به درستی بهره نمیبردند



میــدیــدَم امّا هیــچ نمیتوانستَم بگویَم...!



کسانــی که در واقعیــت هیــچ نبودَند،امّا در آن فضا دُکتر،مهندس،بهـترین مُدلیــنیگ و...



آرزوهایشان را میگـفتند و میگویند که آنند،امّا این چنین نبود،بــود چیــزی دیگر که نمیدانم یا میدانم و خود را به ندانسته میزنم...!



کاش هدفمان مشخص بود از رفتن به آن مکان،میگویم مکان زیرا کلامی در وصف آن یافت نمیکنم...



جایی که در آن هم آرامش بود و هم صلب آسایش...



درگیر آن شده بودیم بی آن که بدانیم جزئی از ما شده بود که به آن اهمیـت میدادیم...



اکثراً در دست رس بود،به راحتی میتوانستیم حتی در حضور خانواده به آن مکان برویم بی هیـچ ترسی...



راستی یادم رفت بگویم ترسناک بود آنقدر ترسناک که خانواده ها از آن بیش از هرچیزی باید میترسیدند از آن...



امّا این هم بگویم که دانستنی های آن بیش از عاملین مخرب آن بودند هرکسی با توجه به دانسته های خود میتوانست به راحتی مسیر خود را برای رفتن به آن مکان مشخص کند...



حال که مقدمه خود را نوشتم میخواهم بیشتر وارد آن فضا بشوم و از آن و خودمان کمی تعریف کنیم...



از هر قشری که بخواهم بگویم در آن پیدا میشد که باهم دوست و دشمن بودند!



گروه های مختلف سنی،زبان ها و جنسیت و ادیان مختلف...



کلماتی که حتی نمیتوانستند به خانواده های خود بگویند در آن مکان استفاده میکردند بدون آنکه کسی ناراحت شود...



از درد و دل با کسی نمیترسیدند زیرا کسی آنها را نمیشناخت...



کسی نامشان را نمیدانست و با نام های جعلی در آن زندگی میکرند...



جای هر شخصیتی بودند،بودند،مهم این بود خودشان بودند امّا این را انکار میکردند...



میتوانستند با دوست هایشان شاد باشند و در غمهایشان شریک...



یادگاری از هم برای یک دیگر بجای میگذاشتند و آن را انتشار میدادند به قول معروف یادی از هم میکردند...



قشری از آن افراد هم دوست نداشتند کسی به حریمشان تعرض کند،هرکسی باکسی بود و هر کسی با کسی نبود...!



زندگیمان با اینکه مجازی بود اما جُزئی از حقیــقی بود




▌║█║▌█▌║█║▌█▌║█║▌█

Copyright©2014KinG Omid



مُراقب خودمان باشیم،اینجا پُر از کَفتار های لاشخور صفت است،باید به بزرگتر ها این جمله را تقدیم کنم:به فرزندان خود یاد بدهید تا اینکه به راحتی در اختیارشان بگذارید و طرز صحیح استفاده کردن آن را به خوبی به آنان یاد بدهید،تاثیر میذاره مجازی روی زندگی های واقعیمون...فلانی تو که اینجا برو بیایی داری،بیرون از اینجا هم همین طوری هستی؟ضمناً دهنم همچنان بسته اس،تو فقط تیکه بنداز و من تحمل میکنم...طراحی:چهار تا چِشم داشته باش با یه ذهن باز جای دهن باز...

خوب فیلم بازی میکنی،دیروز دیدم جدید ترین اکرانت رو،زِنده با ج...!

کاش بدونی ضربه فنی بعد از سه ثانیه اس...!

دِلَم واسه خودَم تَنگ شده...

شرکت کردن تو مسابقه ای که برنده نداره...

اِسمم تو دهنت نباشه لطفاً...

فلانی از تو به ما زیاد رسیده از این حرفا...

ناراحتـــی واسه اتفاقات اخیر،یا واسه مشکلات خودت...

تو ظاهراً باهاش شادی،منم چیزی نمیخوام جُز شادی تو...

خیانت کاران به ظاهر دوست...

تاسف میخورم،واسه روزی که از اونجا به بعد،نتونیم هیچکاری بکنیم...

خنجر خوردن از پُشت...

باستان شناسان تاریخ فروش...

نفرت انگیزی در عشق...

جای جَنگ توی جَنگِ...

توهین هایی به این مرز و بوم...

سَقف های بلند برای کوتوله ها...

ایــن خاکــی که رفَتِه تو سَرِت تکونده نمیشه...

به آنچه میپنداشتم،خواهم رسید...

واژه هایی که تا بحال نشنیدی...

اَگِه مَن زُرو باشَم تواَم اَسبَمی...

به گوش های خود بسپار هرچیزی را نشنود...

با زمین خوردن من،تو خورد میشی نه من...

بذار بگَم حقیقت چیســت،فقط از تحمل دردش میترسم...

یه قدَم به جُلو با ترس و نفرت...

ببین رفیــقمی یا دُشمن...

به هرکی گفتم فقط خندید،بعدش گُرخید...

دَست مالی کَردَن مالِ مَردُم خُردَن...

هـَرچی شما تو فیــلم میبـینی اینجــا میبینــَم...

تو بُکُن،مَن قَبلاً کَردَم....

در حکـــمـه یــک نعــــره لــب دوختــــَن...

آخر انتظارت مرا خواهد کُشت...

/ 2 نظر / 18 بازدید
کاراته���نيوز

سلام... خوبي؟.. راستشو بخواي داشتم بين صفحات وب گشت ميزدم که به وبلاگ تو برخوردم... واقعا وبلاگ قشنگ و جذابي داري مطالبشم عاليه... ميخواستم اگه موافق باشي، با سايت من تبادل لينک کني.. البته ميگم.. اگر موافقي... اگه نظرت مثبت بود، به آدرس سايت من مراجعه کن و به من اطلاع بده تا من هم تو رو با نام دلخواهت تو سايتم درج کنم... البته اگه بنر هم داري، ميتوني آدرسش رو به علاوه آدرس وب خودت برام بفرستي تا بلينکمش.. منتظرتما، منو قال نذاري [شوخي]

سولماز

"ممنون مطلب جالبي بود ! به منم سر بزن ! با اجازه من لينکت ميکنم! "