ازدواج

وَقتــی باهَم آشنا شُدَن فکر نمیکَردن بتونن باهم کنار بیان...



آقا اون زمان بخاطر مشکلاتی که هممون میدونیم،نتونسته بود درس بخونه...



باباش هم بهش گفته بود بیاد در مغازه اش وایسه تا بتونه درآمدی داشته باشه...



آقا فکر نمیکرد اصلاً بتونه کار کنه،آخه باباش بهش گفته بود ببینم مَرد زندگی هستی برات آستین بالا میزنم...



با این وجود چند روز اول کار زیاد خوب نبود...!



تا اینکه یه روز یه مـآدر با دخترش از مغازه اشون خرید کردن...!



مثه اینکه آقا گَلوش پیش دختر خانوم گیـر کرده بود،ولی دختر خانوم هنوز از این قضیه چیزی نمیدونست...



بر حسب اتفاق،پسر دیگه به کار کردن عادت کرده بود،یه جوراییم بخاطر اون دختر خانوم هر روز با انرژی تر میرفت سرکار...!



بلاخره وقتش رسیده بود که باباش به قولی که داده بود عمل کنه...!



یه روز باباش اومد گفت پسرم میخوای برات آسیتن بالا بزنم،پسر سرشو به معنی رضایت پایین انداخت،زیر لب گفتم هرچی آقا صلاح بدونه...



باباش پرسید،کسی رو دوست داری،پسر با خجالت آره،آقا یادته یکی اومد مغازه خرید کرد؟



آخه اینم شد حرف،ما چند تا مشتری داریم،خونه اشون رو بلدی؟



راستـش آقا دنبالش کردم اون روز،یاد گرفتم...



ای پسره پدر سوخته هه هه خوب حواست به مغازه بوده پس...



باشه آدرس رو بهم بده،به خانوم میگم بره در خونه اشون...



خلاصه بگذریم،رفتن خواستگاری،از رسم و رسوم که رد شیم،میرسیم به روزی که قراره آقاپسر با دخترخانوم صحبت کنه،برای اولین بار...



پدر دختر خانوم گفت،برید داخل اون اتاق این بچه هم با خودتون ببرید...!



پسر که خجالتی بود،سرشو انداخته بود پایین،داشت گُل های قالی رو میشمرد....!



دختر هم با بچه سرگرم بود،کهگفت نمیخوای چیزی بگی...!



پسر با مِن و مِن...ام ام...راستش من دوست دارم...



دختر خب بعدش،پسر خب اگه اجازه بدید میخوام غلامتون بشم...



دختر نه منظورم این نبود...!



پسر پس منظورت چیه؟



دختر منظورم اینه وضعیت زندگیت چطوره؟



پسر حقیقتش،توی خونه بابام زندگی میکنم،در مغازه بابام وایمیستم....



دخترباشه،من جوابمو به مادرم میگم...



پسر،باشه...



چند روز بعد،که جواب دادن،مراسمات ازدواج برگزار شد!



▌║█║▌█▌║█║▌█▌║█║▌█

Copyright©2014KinG Omid



ازدواج مسئله مهمیه،در انتخابامون دقت داشته باشیم که با شکست در این زمینه مواجه نشیم.چرا ،چرا چی،اصلاً به من چه مربوط میشه که ازدواج این همه سخت شه و میزان طلاق بالا رفته،نمیدونم شاید مربوط میشه که دارم راجبش مینویسم،البته فقط مینویسم شاید خودم بهش عمل نکنم،امّا یک کلام چیزی که سخت به دست میاری راحت از دست نده و تمام.عکس:از گذشته تا بحال کنارت تا پای جان میمانم...

بُریـــدَم،کـــی میخواد بِدوزِه واسَم...

سارا،دُنبال دارایی شوهرش بود....

چِشات هَرچی داره،رامِش میکنَم...

تو بازی کــُن،مَن مَربـــیت...

بهت بدی نَکرد،تو هَم خوب بودی باهاش...

شیـــر بودن به یال نیــست....

چه خوش خیالــی،بهت میگَن بیخیالی...

مَن با خودَم نمیشَم مــا بازَم...

انَقد هَست دورَم هَولِه،میخوام بِشَم طلبه...

تامَن چِشم گُذاشتَم،انداختَن چندتا موشَک سَمتَم...

تُند تُند نَخون،نَفَس بگیــر بخون...

تو نمره خواســتی،اَمّا کَسی نداد صَدُمی...

شَک نمیکنَم تا یقین نباشه...

دریا رسیــد به آسمون،خُورشیـــد شُد بَچَشون...

فِکر نمیکردَم،این طوری بگذری ازش...

چِشات چِرا خیســِه،لَبتو گاز نگیــر،از چی میترسی...

آروم آروم،دُنبال بهانه بگرد...

بخِاطر پُول،هم آغوش شدی باهاش،وَلی دَرگوشش گفتی دوسش داری..

با این همِه گُناه باز دوستَم داره...

این همِه دَست گِرفتی واسَم،بهت میگَم دَستگاهــی...

وَقتـــی میــخوامِش اون کِنارَمِه...

چَند وقتیــه حالِ خَرابمَو کَسی نمیخَره...

خار میــره تو دَستتُ،مَن اَشک میـریزَم...

گُم شدَم تا پیدات کنم،اَمّا پیدات نمیکنَم،خودمم گُم کردم

بریــز تو گیلاس تیکیــلا واسَش،میخواد نباشه تو عالَم خودش...

تو کِه نیســتی،که چی مَن باشَم...

ذره ذره بشَم،قطع قطع نمیشم...

طَب کَردی واسَم،میمــرم برات...

انتظارت باعِث آرامِش قَلبَم...

/ 2 نظر / 16 بازدید
mehrasa

همونجور زارت ازدواج کردن بعدم تا آخر عمر خوشبخت شدن اونم عکساشون بود؟؟؟؟ [خنثی] خوشبحالشون

محب ولایت

بسـ‗_‗م الله الرحمـ‗_‗ن الرحیـ‗_‗م الحـ‗_‗مد لله رب العـ‗_‗المین اللًّهُـ‗_‗ـمَ صَّـ‗_‗ـلِ عَـ‗_‗ـلَى مُحَمَّـ‗‗ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ‗_‗ـَد و عَجِّـ‗_‗ـلّ فَّرَجَهُـ‗_‗ـم سـ‗_‗لام علـ‗_‗یکم __████__████_███ __███____████__███ __███_███___██__██ __███__███████___███ ___███_████████_████ ███_██_███████__████ _███_____████__████ __██████_____█████ ___███████__█████ ______████ _██ ______________██ _______________█ _████_________█ __█████_______█ ___████________█ ____█████______█ _________█______█ _____███_█_█__█ ____█████__█_█ ___██████___█_____█████ ____████____█___███_█████ _____██____█__██____██████ ______█___█_██_______████ _________███__________██ _________██____________█ _________█ ________█ ________█ امام حسن مجتبی(علیه السلام) فرمودند: لايغش العاقل من استنصحه. خردمند به كسى كه از او نصيحت مى خواهد، خيانت نمى كند. تحف العقول، صفحه ۱۶۶