تماشا

بزرگ شده بود



اَمّا تولدِش نَزدیک نَبود...



غروبا توی کافه ایرونیا میتونستی پیداش کنی...



صاحِب کافه همیشه یه میـز رو مخصوص اون خالی نگه میداشت...



تقریباً افرادی که توی اون کافه رفت و آمد داشتن میشناختنش...



طبق معمول همیشه غروب امروز یکی وارد کافه شد...



رفت روی میز مخصوص نشست،اَمّا انگار اون آدم همیشگی نبود...



کافه چی پرسید همون همیشگی قربان،گفت نه خودت بشین!



صدای موزیک فرانک سانتاریا توی کافه حال و هوای خاصی به محیط داده بود...



کافه چی گفت پس چرا چیزی نمیگید قربان،گفت چی بگم؟خواستم کنارم بشینی خسته شدم...!



خسته؟خسته از چی قربان؟خسته از تنهایی،از آدم های اطرافَم،از اتفاق های تکراری...



از این چیزی که هر روز اینجا میخورم،از این سیگاری که میکشم،از این موزیک های تکراری و این بارون همیشگی که شونه هامو خیس کرده...



شما که چیزی بروز نمیدادید قربان اَمّا انگار امروز چیزی شده،کمکی از دستم برمیاد؟



نه فقط بشین میخوام حداقل امروزَم مثه همیشه نباشه...!



اجازه بدید قربان برنامه بهتری دارم...!



یه چیزی دارم که انگار واسه همین لحظه کنارش گذاشتم!چند لحظه ببخشید!



صدای موزیک عوض شد،آدم ها بلند شدن،مثه دوئل رقص!



حال و هوای همه عوض شد،تماشاچیا برای کسایی که میرقصیدن دست میزدن...



▌║█║▌█▌║█║▌█▌║█║▌█

Copyright©2014KinG Omid



کسایی که نمیشناسنت راحت تری باهاشون،هرحرفی رو میتونی بزنی بدون اینکه عکس و العملشون مهم باشه،بیشتر ضربه ها از نزدیکان زده میشه،خبری نیست نه که نیست،مهم نیست.عکس:خَطر برگشتِه

بازی نَکُن حَتی با لفظ از دُم شیـــر...

مِثِه یه بمَبَم که تَرکِشَم همه رو میگیــره،بازی بَسِه....

گُربِه خوابِه،انقـــدر لِه شُده...

جُوش صَد و دَه دَرجِه داغ تَرَم ازش...

این همِه حَرف و حَدیث رو میشنوَم قَوی تَر میشَم....

به این رَوِشی که تو میخوای زیــرآب مَنو بِزَنی،زیرآب میمیــری...

مَردُم نمیفهمــنَ مَن خودَمو زَدَم به نَفهمــی...

با سایه خودَم حَرف میزنَم آینِه شِکَستِه...

وَقتـــی تَنهـــایی اَمّا دُورِت شلوغِه...

وَقتی دُروغ بهــتَر از راسته،توهَم بگو...

هُنَر نَداری جُز اَدا....

یه نِقاب زَدی،زیــرش  خودت رو مَخفی کُن...

بدِه کلِه هاتو مِثِه خَر تِکون تِکون...

جُلُو دارو رو گِرفتَن،هِزار مُدل ماشیــن وارد میشه...

کــآرا خوب تَراز قَبل میشه،قطعاٌ بهتر...

اَشک و ببین تو چِشای مَردا و زَن ها...

پـــآرتی رو میـــرَم بدوِن پــآرتی...

به حَق تمَام بَدی هایی که میگـــی دَر حَقِت کَردَم،این نیست رَسمِش...

حَق انتخاب نَداری،جـــَبرِ...

اشتباه کُنی جـآت زیــر خـآکِ...

از بَدی که هیچــوقت نباید بگذریـــم،خوبی کَم نیست....

بدون پِستونَک،الان گِرفتـــی مَدرَک با پُوشَک واسِه بَچِه اَت...

حـــآچ گُل میـــزَد خوش بحالش...

خَفه میشــی،یا خودَم خَفِه اَت کُنَم...

چرا فَرار کَردی وَقتی اُومدَم....

واسِه تو،مَن بَحث کَم نمیارَم...

تو میگـــی خوبی،تا خوب رو توی چی تعریف کنیم!

نَباشَم بَرنامِه ها پیش میــره بهتر از قبل....

مَن فَرق رو تو فِکر میبینَم تو تو رَنگِ بَندِ کَفش فکِر داف باش،مَن فکِر گَنگ...

مَرامِه مَن بی مَرامیـــه...

وَقتـــی لرزیـــدی،یعنی اشتباه کَردی...

بیخیـال عَدد های روی ساعَت...

اینجـــآ ایــــران نیســـــت،ویــــرانَم...

باز در انتظار تواَم...

 

/ 3 نظر / 19 بازدید
خريد شارژ

پايدار باشيد. کارت شارژ خواستين در خدمتيم www.Mosaken.com [گل]

محب ولایت

بسـ‗_‗م الله الرحمـ‗_‗ن الرحیـ‗_‗م الحـ‗_‗مد لله رب العـ‗_‗المین اللًّهُـ‗_‗ـمَ صَّـ‗_‗ـلِ عَـ‗_‗ـلَى مُحَمَّـ‗‗ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ‗_‗ـَد و عَجِّـ‗_‗ـلّ فَّرَجَهُـ‗_‗ـم سـ‗_‗لام علـ‗_‗یکم __████__████_███ __███____████__███ __███_███___██__██ __███__███████___███ ___███_████████_████ ███_██_███████__████ _███_____████__████ __██████_____█████ ___███████__█████ ______████ _██ ______________██ _______________█ _████_________█ __█████_______█ ___████________█ ____█████______█ _________█______█ _____███_█_█__█ ____█████__█_█ ___██████___█_____█████ ____████____█___███_█████ _____██____█__██____██████ ______█___█_██_______████ _________███__________██ _________██____________█ _________█ ________█ ________█ امام جواد(علیه السلام) فرمودند: ثلاث من كن فيه لم يندم: ترك العجلة، و المشورة، و التوكل علي الله عند العزم. سه چيز است كه هر كس آن را مراعات كند، پشميان نگردد: 1- اجتناب از عجله، 2- مشورت كردن، 3- و توكل بر خدا در هنگام تصميم گيری. مسند الامام الجواد، صفحه 247