پول

قبل از همه خودش اقدام میکرد،کافی بود به گوشش برسه...




سِن زیادی هم داشت نسبت به باقی کسبه بازار....




هر کسی توی بازار مشکل داشت میرفت پیش اون....




میدونست جواب رد به سینه اش نمیزنه...




نمیدونستم اصلاً این طور کسی وجود داشته باشه،مـآدرم مریـض بود باید توی بیمارستان بستریش میکردم....




راستش پُول نداشتَم برای عمل مادرم،به هر دری هم زده بودَم...




یکی بهم گفته بود برو سفته بخر بیا بهت پول میدم....




میخواستم برم بخرم حاضر بودم هرکاری بکنم تا مـآدرم اذیت نباشه...




مـآدرم رو آماده کردم که ببرم بیمارستان و بعدش سفته بخرم و پول عمل رو پرداخت کنم...




مـآدرم گُفت پسرم پُول حلاله؟من با پول مورد دار نمیخوام عمل شم تواَم توی دردسر میوفتی...




خجالت کشیدَم،سرمو انداختم پایین گفتم آره مـآدر تو نگران نباش،الان فقط سلامتی تو مهمه...




با دستش که داشت میلرزید سرمو آورد بالا گفت نمیخوام پسرم...




نگاش کردم گفتم چرا؟گفت یه آدرس میدم میری پیشش خودت رو معرفی میکنی میگی پسر فِلانیَم...




گفتم چشم!رفتم پی آدرس،از هرکی تو بازار میپرسیدَم میشناختش...




بلاخره پیداش کردم،رفتم تو گفتم سلام حـاجی،گفت سلام پسرم...




بفرما تو بشین،به کسی که شاگردش بود گفت دوتا چایی برامون بیارن...




نشستم،چایی رو که آوردن گفت بردار پسرم نمک گیر نمیشی...




خودمو معرفی کردم،خوش حال شد،گفت پدرت گردن من خیلی حق داره،پرسیـد مادرم حالش خوبه؟




گفتم راسیتش واسه همون اومدم اینجا،گفت بگو ببینم چی شده...




وقتی داستان رو تعریف کردم،گفت زود باش پاشو،پسر مراقب مغازه باش من رفتم...




تو راه که اومدیم گفت کار خوبی کردی اومدی پیشَم...




بریم که سریع تر به بستری کردن مادرت برسیم...




وقتی مـآدرمو دید،گفت سلام حاج خانوم،خوب میشی نگران نباش...




رفتیـم بیمارستان،بستریش کردیـم،عملش کردن،حالش خوب شد...




توی بازار منم مشغول کار کرد، که الان واسه خودم کسی شدم پسرم،من اگر اون اشتباه رو میکردم،معلوم نبود چی میشد...




هیچ وقت دنبال پول حرام نباش...




▌║█║▌█▌║█║▌█▌║█║▌█

Copyright©2014KinG Omid



توی جماعـتی که سخت به دست میاد پول حلال و راحت از دست میره،حرام خوری راحتِ،اَمّا به چه قیمـتی؟عکس:آدم ها در لباس گُرگ و کلاغ...

تَنهـآیی غَرق نمیشَم تواَم میبرَم پایین...

نداری پُولی تو جیــب،چَتر باز کَردی رو این و اون...

تاریــکُ سَرد شُده اتاقَم،کَم کَم دارَم میترسم...

همه مُردَن اِنگار سَرزمیــن یَخ زَده...

عَزیــزَم تو کُلاً مَنــگُولِه مـآلی واسِه مَردُم رو خُوب بَلَدی بِمالی...

میگـردی دُنبال مَقصــَد،پُشت سَرَم بیا گُم نَشی...

کَمبــود،کَم بــود

پُر شُده اَم از بَس از این و اون خُوردَم...

بترس از روزی که دَهَنَم باز شِه...

رَپ مِثِه شُتُر،توهَم نَدیدی شُتر...

پیــر شُدی نمیخوای آدم شی؟

داریــم میـریم کُجا؟با این عجله قطعاً همه میمیریـم...

دَه دَر صَد از مَغزَمُو کار بِگیــرَم میچیــنَم برات هزار تا نَقشِه...

تو از جُغد میتــرسی مِثه مُوش...

فَرق داره کُلاً فَرق داره...

فِکر کَردی دَر آوردی اَدا شاخـآ جُلوم کَردَمِت حِساب آدَم،تو گــاوی...

میـــخوام اِنقــَد بیارَمِت بالا که با سَر بِکُوبَمِت زمیــن...

دُشمَنا شُدَن مِثِه تاکـسیا زَرد...

همیشِه بودِه اَلان مِثه دیروز فَردام...

چَند بار مُخَم رَد داد،اِشکال نَداره بازَم میگذره شَبام...

فِکر میکَردی انقــدر زود همه چی تموم بشه...

بَرات میــکُنَم حَتی دِکوراسیــون صورتِت رو عَوض...

مُخــَم تو  دَنده اَس،سرعَت زیاده پَس...

اِشوه نیـآ چون بُلَند میشـِه ایـن...

داغِ سَبک،جلیــزه،داری آب میشــی مثه یَخ فریــزر...

دو سِه تا خَط بِزَن رو میــزِه تیــغَم کِنارِش...

مُراقِب گُوش های خود باشیــد...

مَجــبُوری یا خودِت خواستــی...

/ 1 نظر / 7 بازدید
تبادل لينک

سلام وبلاگت را ديدم معلومه واسش وقت گذاشتي تو سايتم دارم ليست وبلاگهاي خوب را جمع ميکنم بي زحمت بيا وبلاگت را تو سايت ما ثبت کن تا بقيه هم ار وبلاگ خوبت استفاده کنن http://textlink.ir/