راحت

اولین بار بود بیرون خونه شب میخوابیدَم!



اونم تو یه جای رویایی!



مشغول حرف زدن بودیم با هم،که ازم پرسید راستی تو خوابت نمیاد؟



منم که هنوز نذاشتم سوالشو تموم کنه گفتم،خواب؟اونم توی این وضعیت؟مگه میشه خوابید؟



دَستمو از زیر سرم آوردم بالا و گفــتم این ستاره رو نگـآه کن،چقدر نزدیکه بهمون!



کاش میشد بگیرَمِش توی دستام،بنظرت راسته میگن هرکسی توی آسمون یه ستاره داره؟



اونم دستشو آورد بالا گفت،بنظر من اون یکی قشنگ تره،اون رو انتخاب کن!



منم عجولانه پریدم وسط حرفاش گفتم،آدم یه بار انتخاب میکنه،نمیشه که هر ثانیه انتخابشو عوض کنه!



نه من همون رو میخوام،تو میخوای واسه خودت هرکدوم از این همه ستاره رو انتخاب کن،چیکار به انتخاب من داری؟اصلاً خودت چِرا اون رو انتخاب نمیکنی!؟



اونم خیلی زیرکانه گفت،آدم عاقل ستاره رو انتخاب نمیکنه،ماه رو انتخاب میکنه،چون یدونه اس!



منم گفتم باشه این مـآه،این تـُو،این انتخابِت،بعداً پشیمون نشی ها...



گُذشت تا چند وقت دیگه همین اتفاق تکرار شد!



ازم پرسید،میدونی ستاره ات کدوم بود؟منم یه نگاه به آسمون کردم گفتم،آره فِکر کنَم اونکه از همه به من نزدیک تره!



اونم خندید گفت،فِکـر میکنی؟برا همین بود مـَن ماه رو انتخاب کَردم!



جالب بود انتخابش برام،ولی اون از دید خودش به قضیه نگاه میکرد،منم از دید خـُودَم!



داشتم براش توضیح میدادم دلیل انتخابمو،که سرمو چرخوندم دیدم خیلی راحت خوابیده...



▌║█║▌█▌║█║▌█▌║█║▌█

Copyright©2017KinG Omid



کُدومِش،مـآه،یا ستاره؟دو نوشته متفاوت در دِل یک مَتن...قطعاً متفاوت بنگریـد!عکــس:تا چشم کار میکرد فقط سکوت بود...

خـُوب بُودَنَم حـَدی داره،پا گُذاشتی اون طَرَفِش...

با دَردات چیکار میکــنی؟انقدر باهاشون میجَنگــَم تا خفه شَن...

تو میتونی یه آدم بد باشی یا یه آدم خُوب،به خودت بستگــی داره،امّا تلاش نَکُن ثابتِش کنی به کَسی...

آدَم است دیگــر،گـآهی سیــب از دَست تـُو،خـُودِ بهِشت است...

صَدَقه میدونی چیه؟با خیلیا باید مِثه صَدَقه رَفتار کُنی...

تا دیـُروز از جَنَگ فرار میکرَدن،امـروز وَسطشیــم دقیقاً،ببینم کدوماشون میرن جنگ...

نمیشه هَر میخــی رو هَرجایی که دوس داری بِکُوبی،بعضی میـخ ها زیر فِشار بیش از حَد خـَم میشَن،وای به حال آدماش...

به جای که غَمگیــن باشی،بخنــد با صِدای بُلند،بُلَنـد...

بی پَرده سُخَن میگُفت،بی ادبه؟نمیترسه؟

دَندانی که دَرد میکنَد،میکشنَد،می اندازنَد دُور،قـَلب را چه کنیم؟

سَر دَردی که با هیــچ قُرصی درمان نمیشَود...

دَرد میکُند،جــای هَرچه نَبودَن!

اجابـَتی کُن مـَرا،که سَخت مُحتاجــَم...

هیــچ،عَطری خُوش تَر از،عَطر فَصل بَچگـی نیست...

تا دست به قَلَم شُد،خودکار قطع کَرد!

سِناریـُویی بچیــن که حداقل خودت بتونی بازی کُنی!

شَب که خوابیــدی،هیــچ!صُبح چِشمانَت را با خیال راحـَت باز کُن،هـَنُوز جایی برای رَفتَن از تـُو نیست...

جـُوی بار راکـِد،جــآیی برای افکار مـآهی آزاد نیســت...

گـآهی بی اختیار،عکـس هایَم را ببیــن،یک مَرد زُود پیر میشَود...

برای زندگی،گاهی مَرگ لازمِه...

باز به ایــن دیووانه سَنگ بِنداز!

وَسط بَرف،انقــدر دویــد،تا پاش لیز خُورد و افتاد!فـِکر میکنَم مُرد...

چـَمَدان را بَسته اَم،دیگــر آب پُشت سَرم نریــز...

میــان شُعله آتش،فقط آتش نمیسُوزَد...

تَعریف کــُن،چـَند تابستون شُد؟

تو به خواب مـَن بیا،قُول که بیــدار نَشَوَم دیگــر!

خَبری از بی خَبران بایـَد جَست...

یه جـُوری تو آهنگـآی جَدید از مِلودی های غَربی استفاده میکنین،که آدم تعجب میکنه رپ مجوز نداره...

صِدای در میــان باد پیچیــد،چقــدر شَبیه به تُو بود...

میـگُفت وَقتی میشیـنیم تو جـَمع ساکت باش،بیشتر حَرف میزدَم...

لَعنـَت بَر لَبی،که جَز مَن ببوســد،دَستانَت را...

صـِدایی که دَرد چیزی را فَریاد نمیزنَد...

/ 0 نظر / 31 بازدید