مسئولیــت

امروز قرار داشتَم،برای اولین بار میخواستَم ببینمش اونم از نزدیک...



یه سری تصورات ازش تو ذهنم فقط ساخته بودم چیزی که دوس داشتَم باشه...



از صُبح استرس داشتم که همه چی به موقعه اتفاق بیوفته و طبق برنامه پیش بره...



چون واسه غروب قرار داشتم،سر ظهر رفتم دوش گرفتَم چون شنیده بودم که آب استرس آدم هارو کم میکنه...



آها این رو از خودَم نگُفتَم که من یه آدم خیلی ساده بودم،با تمامی تصورات عجیب مَردُم امّا عادی بودم،یعنی عادی تر از عادی...



بعد از دوش لباسام رو پوشیدَم و آماده شُدَم که برم...



قراره ما توی یه کافه سنتی به انتخاب ایشون بود...



رسیــدَم ایشون قبل از مَن رسیده بودند،بلند شُد سلام خوبی؟دست دادیم!



باورم نمیشُد که اونجـا باشه،بفرمایید بشینید...



گارسون اومد،چی میل دارید؟گفتم هرچی واسه ایشون میارید برای منم بیارید....



دوتا قهوه سفارش داد،شروع کردیم با حرف زدن:اوّل گفتم تصوراتت راجب من چی بود؟درست از آب در اومد؟



گفت تا حدودی حدس میزدم،ساده باشی...



منم گفتم همون طور که راجب شما فکر میکردم بودید...



گُفت چِرا به بازیگـری علاقه مند شُدی،گُفتم بازیگری علاوه بر هُنر  به عِشق نیاز داره،که من فکر کنم هم عِشق رو دارم هم هُنر رو...



گُفت میدونی تو باید الگو باشی،طوری برخورد کنی که جامعه از تو مسیر بگیرن؟



تو خیلی میتونی توی زندگی مردم اثر بذاری،پَس تا اول راهی مسیر خودت رو مشخص کن...



برای خودت یه سری قوانین بچیـن،توی اون چهارچوب عمل کن...



داشتم به حرفاش فکر میکردم که بهم پیشنهاد کار داد،که البته گُفت بعد از تست های مربوط میتونم بهش بپردازم...



اول خوشحال شدم،بعد پیش خودم فکر کردم دارم واقعاً وارد مسیر جدیدی میشم باید حسابی بهش فکر کنم...



مسئولیــت بزرگی هست....



▌║█║▌█▌║█║▌█▌║█║▌█

Copyright©2014KinG Omid


پایان باز،دوستان بازیگر میدانید چه تاثیری بر مَردمان دارید؟هدفتان چیست؟دیده شُدن؟پُول؟فرهنگ سازی؟و...مسئولیت پذیرفتن یعنی متعد شدن در رابطه با آن در برابر همه ی عوامل...عکس:بزرگان عِلم و اَدب در کوچه،خیابان،میدان....

آزادی واسه تو یـعنـی یه دَستشویی واسه خالی شُدَن...

نمیدونَم اخبارا راستَن و یا حَقیقتا تو شَلوا،ر،است...

دُور آتیشــی کِز کَردی تو خودتــی....

روشَنِه حَقیــقَت تو شَب کُوری داری...

بُرو سیــنما سِه تا فیلـم با هم ببین جای قهَوه خـُونه فَرهنَگُ میبیــنی هـِه....

تزریــقی نیســتَم،آمپــولیَم باشی تَرس نیــست...

بازی با کَلمات تفریــح واسَم...

گِرون شُده مِفتِش نمی ارزه واسَم...

هوا روشَنِه با فَندَک...

ایــن همه مُدلِ نون دیدَم دَست مَردُم جُز نون حَلال...

اَرزش نَداری دیگــِه انَدازه سَنگ...

دَستـِش تو پـآت،لَب تو گَردَنِت،کارِش که تموم شُد هـِری...

مِلَت دُنبال کَلَمات بُوشَن،بوش چَند وقت دیگه دَر میاد صِداش...

به سایــِه بُلَندَت ننداز،خـُورشیــد غروب خواهَد کَرد...

تو مُنتظری زیــدِت که تو بغل دوس پِسَر جَدیدشِه بَرگَرده...

بُگذار اینبار دَستت هایت را باخیال راحت در دستش...

به حُرمَتی که نِگه َنداشــتیم...

سَرطان مَغزیـــَم واسه مَردُم شهَر...

واکُنِش به کُنش های مَردُم...

جِنسش خوبِه،باشه به کَسی معرفی نَکُن...

آتَش فِشان نتنها ذوب میکـُند از بیــن نیز میبرد مثال آنَم...

تو علاوه بر دو گُوش دو چِشم عَقل داری...

یِک کبریـــت میسوزانَد  انبار کـآه را...

چِشمانَم عَجـــیب کُور شُده اَست دِلَم...

سَقف های بُلَند برای آدَمانی کوتاه فکر...

ساعَت ها به خوبی گُذرعُمر را نِشان نمیدَهَند،چِشمانَت را باز کُن...

دَرد داشت دوســتی که دَست رَد به سینه اَت زَد...

شَب را به صُبح میـرسانَـم و صُبح تا شَب از مَن رَد میشـَود...

/ 1 نظر / 15 بازدید
جديد ترين روش کسب درآمد

سلام خوبي؟ [قلب][قلب] اومدم تا جديدترين روش کسب درآمد را بهتون معرفي کنم اگه ميخواي بدوني روي لينک کليک کن http://paidtologin.blogsky.com/