آینده

دیگه برگ به درخت نمونده بود و خرس ها هم توی خواب زمستونی...



داشتم میشمردم با خودم جوجه هامو،آخه پاییز تموم شده بود...



چِشمامو بستَم و سفر در زمان،اوَل امسال...



چه شروع بَدی اَه...!



لحظات بدی بود امّا بود و دیگه نیست و تکرار نمیشه...



جلو داره بهتر میشه،مثه اینکه اتفاق های خوب داره جای بد هارو میگیره...



دوس داشتم توی همون لحظه ها باشم امّا اینم تکرار نمیشه...



چرا این طوری شد این اتفاق ها کی افتاد،چرا من یادم نبود،چه زود فراموش کردم...



چه هوای گرمی،چه لحظات خوب و بدَی...



بلند ترین روز سال هم که رفت...



داره بهتر میشه مثه اینکه هوا هم خنک تره،دارم میرم سفر...



سَفر خاطره انگیزی شد،اتفاق هاش بمونه واسه بعداً....



دوباره قاصدک،دوباره انرژی،دوباره جُنب و جوش...



دارم سرما میخورم،پیراهن سیاه هم که رفته تنم...



مثه اینکه خبریه،با انیکه بارون میاد همه جا نذری میدن...



یه عده هم آماده شدن،بارو بندیــل رو بستن...



سال دیگه با هم میریم...



بلند ترین شب سال هم داره میرسه،بازار هم شلوغ شده و آسمون هم سخت میباره چون پولی شده اَبرا....



داشتم آینده رو میدیدَم تا اینکه جوجه ها مرغ و خروس شدن...




▌║█║▌█▌║█║▌█▌║█║▌█

Copyright©2014KinG Omid



نُه ماه گُذشت چه خوب چه بد گُذشت،نمیدونیم آینده چه خواهد شد،چه اتفاق هایی خواهد افتاد و باز باید از چه چیزی عجیبی که قراره اتفاق بیوفته انگشت به دهن بمونیـم.نوشته هایی در ابهـآم(خودت میتونی از اول امسالت رو مرور کنی هرجایی که دوس داری باشی و نباشی و...)شِلَخــتِه.طراحـی:جریـآن چهار تا فصل و آدماست...

مَدیـُونی اَگِه اِسممَو بیاری...

روزای سَـرد،سُوخت کَم...

چه چیــزا که نمیبیــنم آدَم....

روزگــآر کوتاه قَد عَلَم کَرده اَست...

بــآد زَد و بَرگ هایی پاییزی کامِل ریــخت...!

چِترَم رو به یـآدِت زیــر بارون باز کَردَم...

فِکَردی با ایــن و اون بودَن هُنَرِه...

پُلیس دُزد رو گِرفته دُزد پُلیس...

تو با مَن توی این بیراهِ...

به چِشم های خودَمم خیلی وَقتِه نَدارَم اعتماد...

برای آخـــَریـــن دفاعیــه آماده باش...

خیــلی آروم گُفــتی اونی که بایَد بلَند میگـفتی...

تو به یــآد مَن زیــر بارون دَستاشو گِرفتــی...

ذِهنَم دَرگیــره دَر گیـــره دَر...

تو پُشتِ خَطِش اون از پُشت داد بِش...

خَستگِــی بــَعَد از مَرگ...

راه تو از مَن جُداست...

خَنده هایی از سَر دَرد...

چَند قَدَم ماندِه تا مَرگ...

تا بوق زَد سوار شُد...

طاقَت نداری ببیــنی نیستَم...

اصلاً واسَم مهم نیســت چی شُده...

تَرس و لَرز رفته تو تنِت...

چِه اِشتباهـــی کَرد،که این کارو باهاش کَردی...

مرگ یک نفر تراژدیه،مرگ یک میلیون نفر آمار !

خوش میگــذره بهت با اونَم مِثه مَن خوبی...

مُشکل اینجاست مـَن آدَم عَوضی نبودَم...

بـرای آمَدَنَت شَمع های زیادی روشَن کَرده اَم...

/ 3 نظر / 15 بازدید
فروشگاه اينترنتي آواکام

مطلب جالب داريد. وبللاگ قشنگي داريد. موفق باشيد.

تبديل وبلاگ به سايت

سلام دوست عزيز ميدوني تا حالا چند بار کل وبلاگهاي سرويس دهندگان وبلاگ رايگان با کل اطلاعاتشون از بين رفته؟! ولي با داشتن وب سايت اختصاصي هيچ وقت خطر از بين رفتن اطلاعات و نوشته ها شما را تهديد نمي کنه. فقط با 48 هزار تومان ميتوني يه وب سايت اختصاصي با آدرس اختصاصي داشته باشي. هم امکاناتش خيلي خيلي بيشتره ، هم ميتوني ايميل اختصاصي داشته باشي و .... توضيحات بيشتر تو اين صفحه هست: www.blog.webgar.com

m

[خنثی]