لاعلاج

هر روز بهم لبخند میزدند...



گویا این لبخند معنی ها دارد...



یا میخواهند چیزی را مخفی کنند...



مغازه ای در محل برای برآورده کردن مایحتاج همسایگانم درست کرده بودم...



مُشتریَم امروز لبخند نمیزد،گویا دیگر نمیخواهد چیزی را مخفی کند...



بجای لبخند امروز بر گونه هایش خشم و نگرانی دیدم...



تا کنون ندیده بودم این چنین آشفته او را...



چرا از او پرسیدم مشکل چیست نمیدانم...



و او چرا پاسخم را داد هم نمیدانم...



شانه های این مرد وقتی برایم سخن میگفت معلوم بود که خود را نگه داشته است...



حق داشت،مشکل بزرگی بود،و راه حلی هم نداشت جُز صبر برای معجزه...



گفت میتوانم چیزی از تو بخواهم و قول بدهی برایم انجامش دهی؟



من هم نیز قول دادم،که حرف هایش پیش خودمان دو نفر باقی بماند...



حال از آن اتفاق میگذرد اکنون چند ماهی میشود که فرزندش را از دست داده و دیگر حالی برای زندگی کردن ندارد...



باز هم به پیشم می آید و برایم سخن میگوید...



درد های بسیاری دارد،پدری که زندگی نتها خودش و خانواده اش را برای درمان بیماری لاعلاج فرزندش گذاشته است...



و حال چیزی جز یک سنگ قبر از فرزندش برایش بجای نمانده است...




▌║█║▌█▌║█║▌█▌║█║▌█

Copyright©2014KinG Omid



خیلی حرف واسه گفتن دارم فقط میترسم بگم،از خودم شروع میکنم"خاک بر سرم" اصلاً به من چه که  هیچ کسی جواب گو این مشکلات و این مریضی ها نیست؟چرا من ذهن خودمو دارم درگیر میکنم،به من چه که تو با یه حقوق بخور نمیر داری خرج بیماری لاعلاج میدی؟به من چه که کسی نمیتونه بهت کمک کنه یا نمیخواد کمک کنه؟به من چه که بیمه فقط واسه خالی کردن جیب آدماس؟به من چه که بیمارستان تخت خالی واسه بستری کردن بیماران لاعلاج نداره؟به من چه که تو داری درد میکشی و من دارم آماده میشم برم سفر؟"خاک بر سرم"...عکس:روحی که پرواز کرد بعد این همه درد...

کسی حرفامو نمیفهمه...

سُر سُره بازی تو دیزین...

خودتو به یه دامپزشک نشون بده...

چِشمات یه عالمه حرف داره...

اساساً پایه های تو سست هستند...!

خجالت نمیکشی بعد شنیدن درد مردم بهش میخندی

پلک زدن به عقب...

امثال تو خیلی زیادن مهم اینه من تَکم...

روز و شَب معکوس هم خنده داره...

دستمو بگیــر،ببین چه سرده...

پیچ و تاب شمرون مثه کمرت میمونه کرده حیرون مِلَتو ویرون...

ببیندش به تخت شاید ترک کرد...

عِشق مَن به تو،نداره اندازه...

لبه پرتگاه ولَم کردی...

برگرد آخر نداره این کار...

اندامت را بپوشان،تا مورد تجاوز قرار نگیری...

خنده های مادری که فرزندش در حال جان دادن است گریه است...

مسخره نیست درد من...

نمیدونم چرا هنوز تو فکرمی...

بعضی از غافل گیری ها باعث سکته میشه...

خلاصش کنید نذارید درد بکشه...

عَطری که به تنت میزنی برای پوشاندن منجلابیست که داخلشی...

حرف هایم را در گوش آب گفتم گریه کرد...

دست کَم نگیر،دست زیر بگیر...

بعضی وقتا میگم چه خوش خیالم سریع بعدش میاد بد به حالم...

حرف به حرفِ رفتنـــ ــ ـ را باید دَرد کشید ...

از پَس هر مشکلی بر نمیای...

/ 2 نظر / 8 بازدید
نازنين

سلام عزيزم خوبي؟ چند روز پيش يکي از دوستانم سايت زير رو بهم معرفي کرد که باهاش تبادل لينک کنم من فکر کردم تاثير نداره ، ولي بعد از اين که وبلاگم رو تو اين سايت و سايت هاي شبيهش لينک کردم هر روز بازديد وبلاگم زياد ميشه. خواستم اين سايت رو به تو هم معرفي کنم . حتما تبادل لينک کن چون لذت وبلاگ نويسي تو آمار بالاست.مرسي. http://vatanlinks.ir/

ايميل خفن

دريافت ايميل هاي جديد و جذاب دريافت جايزه نقدي ماهانه در گروه آلفا http://alpha20.mihanblog.com/extrapage/1