جُمعه

باز جُمعه آمد!



آن هم چـِه جُمعه ای،جـُمعه اُوّل تـیر!



جُمعه یـِک روز ساده اَمّا شُلوغ،مـَن با هِزار بازی کُودکـآنه،با دُوچرخه ای دَسته خَرگُوشی گـُم شُده میان رویایی سَرگردان!



به دُور مَحلِه کُوچَکـِمان میچَرخَم...



دارم با خُودم فِکر میکنـَم اگه از این کوچه جـُون سالم به در ببرم،میتونم چیکار کُنم!



آخه میدونین که من یه پِسر شَر شیطون مَحل،توی این کوچه فوتبال بازی کرده بودیم وای وای،بُرده بودیم ازشون،حالا شانس بیارم تنها گیرم نیارَن...



خُب خُداروشُکر،خطر رفع شد،از این کوچه جون سالم به دَر بُردَم...



یادم افتاد واسه ظهر باید نون سَنگَک بخرم ببرم خونه،ای بابا حالا کی حوصله داره چهار ساعت توی صفحه نون معطل شه؟



البته ارزششو داره معطل شُدَنِش با باقی پُولش که گفتن واسه خودمه میتونم هرچی بخوام بِخَرَم!!



آقا ببخشید سه تایی کی آخره؟اوه اوه!چه صَفـی!فکر کنم جدی جدی چهار ساعت رو معطل باشم!



آقا من پُشت سر شُما هستم دارم همین جاها با دُوچرخه ام بازی میکنم،هرکی اومد بگید یکی پُشت سر شما توی صفهِ میاد،باشه؟



اُونجا رو!چی پیدا کَردَم!!!الان کاری میکنم دُوچرخه ام صِدای مُوتُور بده!به به...



فکر کنم الانا دیگه نوبتَم باشه،بهتره برم تو صَفَم...



آقا کی پُشت سَر مَنه؟ممنون که نوبتَم رو نگه داشتین برام!



سه تا نون لطفاً،بفرمایید اینم پُولِش...



چیکار کَرده مامانَم،آبگوشت با سبزی تازه چه شَود...



مامان مَن خوابَم نمیاد،چیکارم داری؟ای بابا به زور باید بخوابم؟؟



اگه بخوابی ظهر میریم پارک!اونجا برات بستنی میخرم،ایوَل،شب بخیر...



پاشین پاشیــن،میخوایم بریم پارک،زوده بذار یکم هوا خنک تر شه،نه دیگه قول دادی ببریم پارک...



دُوچرخه رو کجا میاری دیگه؟مگه نمیخوایم بریم پارک؟



خسته نشُدی؟میخوایم برگردیم خونه،باشه شما از جلو برید منم پُشت سرتون میام...



چقدر خَسَتم،کی خوابَم بُرد اخه؟چرا انقدر زود تموم شد این جُمعه...



ای جُمعه جــآن کُودکــی،یادَت بخیــر و رُوحَت شـآد...


▌║█║▌█▌║█║▌█▌║█║▌█

Copyright©2017KinG Omid



شما فِکر کُن بر اساس واقعیَت گُذشته!منم اینطوری فکر میکنم...طرح:مُدرنیـزم!

گفتن یه جوری حَرف بزنیم مُمَیزی نباشه،خُب باشه...

وقتی مَغز کار کُنه،هیچ دَری بَسته نیست...

صِدایَت میپچَد همچنان در خانه،اِنگار دیوار ها حَرف میزنَند...

میخواست آدم خوبی باشه،نَذاشتَن...

چرا از خواب بیدارَم کردین؟تازه داشت واقعی بنظر میومد...

میگـِه کَسی دَرکِش نمیکُنه،مَگه خودش کسی رو دَرک کرده؟

آدم های با فرهنگ رو همه جا میتونی ببینی امّا اجتماعِشون شبکه های مجازیه...

مـُو های ژولیــده اَش رو،روبه خورشید باز کَرد،چه طلای قَشَنگـی...

اونی که با سر میزنه ات زمیــن،یا خُودتی یا خُودت!

چِشمانَت خواب بود،کاش حقایق را میدیدی...

حالا هرکی میرسه بهت قبل اینکه باهات بده دست،میده اول فُحش...

این پُل رو باید خَراب کُنَن،که هیچ وقت نتونی برگردی...

واسه یه شخصیت نَچَندان دُرست،هــی پا فِشاری کُن که دُرسته...

نابغه عصر هَجَر تُو بودی اَصلاً!

از بعضی از آدم ها باید یاد بگیــری،بعضی مسیر ها رو نباید همیشه رفت...

آب پُشت سَرَم ریــخت،امّا رَفتَم که بَرنَگَردم...

هی گِره میزَد و مَن با دَندان باز میکردَم...

هرچه تو را میشناسَم،گـُم تَر میشَوَم در خُودَم...

شاید اگه یکم به زندگی خودمون توجه کنیم،میبینیم که کسی دیگه دخالت نمیکنه توی زندگیمون...

عینَکَم رو تمیز کَردَم،گُذاشتَم روی چِشم،خیلی چیزا تغییر کرد...

دُنیا و تمام ارزش هایَش را کِنار بُگُذار،وجدانَت آسوده است؟

خـآک شُدَم،ولی ریشه هام رُو زَمین جُونه زَدَن باز...

مُدَتی پیش بُویی آشنا به مَشامم آمد،دُنباله اَش را گِرفتَم به تو رسیــد...

به کیا بال دادی،به آدم های که قَدر پرواز رو نمیدونستن...

تنـَم خاطرِش هَست خُوردَن باتُوم هاتُون،اینَم یکی از خاطره هامون...

تو گُناهی کَبیره بودی،اصلاً تو خُود جَهَنَمی،به دَرَک،میخواهَمَت...

زَمیــن گَرم شده است،ولی قَلب مَن یَخ زده مانده بود...

ذِهنِت رو آزاد کُن،افکارِت رو از توی طاقچه خونه بردار،بِاهاشون زندگی کُن...

باد آمَد،زَد،مَرا بُرد،اِنگار بَرگ بودَم...

تو غُصه ای بودی که مَن هَر روز نداشتَنَش را میخوردَم...

چِنان به خاک نِشَسته اَم،مثال مـآهی...

/ 0 نظر / 13 بازدید