آرامِش

زمستان اِمسال خیلی زود شروع شُده بود...



توی دانشگاه با جمعی از دوستان تصمیم گرفتیم که برای انجام پروژه درسی به این منطقه سفر کنیم...




قرار ما طوری چیده شده بود که یک روزه به روستای مُورد نظرمون بریم و برگردیم...




چَند روزی بود هوا حِسابی سَرد شده بود با اینکه فصل پاییز بود بارون و بَرف نسبتاً زیادی باریده بود...




امروز باید هر طور که شده بود خودمون رو به روستا میرسوندیم...




خُلاصه صُبح نسبتاً زود حرکت کردیم،حدود دو ساعت توی راه بودیم که بارون شَدیدی شروع به باریدَن کرد....




تقریباً آمادگی بارون رو داشتیم و از قبل پیش بینی میکردیم این اتفاق رو...




جاده تقریباً لغزنده شده بود و مجبور بودیم آروم تر به سمت روستا بریم...




تقریباً برای ظهر به روستا رسیدیم،تا از ماشین پیاده شدیم متوجه شدیم که علاوه بر بارون هوا هم حِسابی سَرد شده با اینکه ظهرِ....




زود مشغول شدیم به انجام کاری که براش به روستا رفته بودیم...




اول از همه پُرس و جو برای پیدا کردن کَد خُدای روستا...




کَد خُدا رو که پیدا کردیم سِن و سال زیادش نشان دهنده این بود که حِسابی رَسم این زندگی رو میدونه...




چند تا سوال از کَد خُدا پُرسیدیم و خواستیم بریم که با لحجه شیرین خودش گفت:شما مهمون من هستید پس ناهار رو در خدمتتونیم...




دور یک کرسی نشستیم و ناهاری که خانوم کد خدا درست کرده بود خوردیم،چه آش خوش مزه و نون و دوغ محلی دلچسبی...




بگذریـم از طرز مهمون نوازیـشون،آدم های اون روستا با اینکه منطقه اشون حِسابی سَرد سیر بود...




سخت مشغول کار کردن بودن...




از بچه گِرفته تا پیـر ترینشون...




فقط برای یک گَرمای دِلچَسب در کنار آرامِش خانواده...





▌║█║▌█▌║█║▌█▌║█║▌█

Copyright©2014KinG Omid


چه زیبا گُفت کَد خُدا شُما میهمان مَن هَستید،روستا و آدم های روستا دِل مهربون و ساده ای دارن،کاش همیشه مهربون و ساده بمونن و به نامردی مَردمان شهر نزدیک نَشَن،کلمات زیادی باید بکار برد برای تفسیر یک کَد خُدا...یاد نیمکت هایی که روی آن مینشستیم بخیر....عکس:از پیــر تا جوان یــَخ زَده ایم...

پیــراهَن مشکــی ساده اَم مُد شده اَست...

صِدایَم دَر گُوشَت جیــغ میکشَد...

چِشمانَت را آرام ببنَد میخواهَم لَمسَت کُنَم...

قَلبَم را بر روی خُودَم نیــز بَستَم....

مِلــُودی هایَم دَرد را بیان میکُنند...

پَسَندیدَن اَفکارَم کار هَر کَسی نیست...

دَرک میخــواهَد فهمیــدَنَ هُنر...

اَندَکــی دیــووانه بازی کُن...

دوستانِه،نَصیــحَتَم کُن...

به دُزدی مُچَت را گِرفت...

گُم شُده اَم دَر رویاهایی بی سَر وَ تَه...

قبل از خواب،روزمَرگیــت را بِشُمار...

هَر روز با مَن دَر باران قَدَم بِزَن...

ایــن واقعــیت اسمش،رویا نیســت...

تو ایــنجــآیی،پـَس جای مَن اینجا نیست...

میــبازَم بهـــت تا که باشی بَرنده..

مُو به تَنَم سیـــخ میشَوَد دَر برابر عظَمَت برخی کَلمات...

مُو هایَم حِسابی ریـــخت تا سفیــد شُد...

دَست هایَم دَر دَست هایَت،پاییز چِقدَر گَرم اَست...

شُد آغـــآز کِلاسِ دَرس پَس اینَم چَند تا تمریـن واسه جَلَسه بعد...

بریـــز ایـــن بار به سلَامـــَتی کَسی که یه روزی واسه مَن بود...

مَن و یِه قاب عَکس و یه مُشت قُرص...

اِحترامَت را نِگَه دار تا مُحترَم بِشُمارَمَت....

گِریه میــکنَم اِحساساتـــی شُده اَم...

جـآی مَن روی هیــچ تَخــتی توی دیوونه خونه نیست...

تا تو زایـیده شُدی مادَرَت گِریســـت...

انتظارَت نِشان دَهنده نَبود مَرد اَست...

/ 2 نظر / 17 بازدید
جديدترين روش کسب درآمد

سلام خوبي؟ [قلب][قلب] اومدم تا جديدترين روش کسب درآمد را بهتون معرفي کنم اگه ميخواي بدوني روي لينک کليک کن http://paidtologin.blogsky.com/

محب ولایت

بسـ‗_‗م الله الرحمـ‗_‗ن الرحیـ‗_‗م الحـ‗_‗مد لله رب العـ‗_‗المین اللًّهُـ‗_‗ـمَ صَّـ‗_‗ـلِ عَـ‗_‗ـلَى مُحَمَّـ‗‗ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ‗_‗ـَد و عَجِّـ‗_‗ـلّ فَّرَجَهُـ‗_‗ـم سـ‗_‗لام علـ‗_‗یکم __████__████_███ __███____████__███ __███_███___██__██ __███__███████___███ ___███_████████_████ ███_██_███████__████ _███_____████__████ __██████_____█████ ___███████__█████ ______████ _██ ______________██ _______________█ _████_________█ __█████_______█ ___████________█ ____█████______█ _________█______█ _____███_█_█__█ ____█████__█_█ ___██████___█_____█████ ____████____█___███_█████ _____██____█__██____██████ ______█___█_██_______████ _________███__________██ _________██____________█ _________█ ________█ ________█ امام صادق عليه السلام فرمودند: لاَيَنْبَغى لِلْمُؤمِن اَنْ يَذِلَّ نَفْسَه ُ، قيلَ لَهُ وَ كَيْفَ يَذِلُّ نَفْسَه ُ؟ قال َ: يَتَعَرّضُ لِما لايُطيق ُ. سزاوار نيست مؤمن خود را ذليل كند، سؤال شد چگونه؟ فرمود: خود را در معرض كارى كه از او ساخته نيست قرار دهد. فروع كافى، جلد 5، صفحه 46